close
تبلیغات در اینترنت
دنیای دست نخورده ی من - 5

قالب وبلاگ

دنیای دست نخورده ی من
دنیایی برای گرد هم آمدن... 
نظر سنجی
آیا این سایت آنقدر جذاب است که مایل باشید روزهای دیگر نیز بازدید کنید؟





سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !

رسم نوشتن با قلم ها، یادمان رفت !

گل کردن لبخند های هم کلاسی!

با یک نگاه ساده حتی، یادمان رفت!



ادامه مطلب


برچسب ها : یادمان رفت , انوشه ,
بازدید : 64
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15


[ پنجشنبه 03 اسفند 1391 ] [ 20:35 ] [ نویسنده : مریم ]

 

چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟

بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است

به بی عادتی کاش عادت کنیم



ادامه مطلب


برچسب ها : شعری زیبا از مرحوم قیصرامین پور ,
بازدید : 60
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10


[ پنجشنبه 03 اسفند 1391 ] [ 20:13 ] [ نویسنده : مریم ]

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد .
درباره ی درخت در خصوص ثمره اش قضاوت می کنید نه بر اساس برگهایش.
انسان هیچ زمانی بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که فکر می کند مردم را فریب داده است.
وقتی کسی خیال کرد که دیگر هیچ گونه نیازی به پیشرفت ندارد،باید گور خودش را آماده کند.
کسانی که در انتظار زمان نشسته اند به طور حتم آن را از دست خواهند داد.
کسی که در آفتاب سوزان زحمت کشد ،‌اکنون حق دارد در سایه ی خنکای درختی بنشیند.
شکست خوردن درسی است که راه و روش شکست دادن را به انسان می آموزد.
اگر خود را برای آینده آماده سازید به زودی متوجه می شوید که متعلق به گذشته هستید.
هر که با بدان نشیند،‌اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد،‌ به طریقت ایشان متهم گردد.
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
کار بزرگ و جود ندارد،‌ به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم، انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.
هرکس آنچه را که دلش می خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود...
صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند،‌ و آن هم در تمام عمر پیش از یک مرتبه نیست...



لینک ثابت

برچسب ها : نکته , موفقیت ,
بازدید : 41
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 19


[ سه شنبه 01 اسفند 1391 ] [ 17:49 ] [ نویسنده : مریم ]

در داستانهای قدیمی آورده اند که، روزی خداوند فرشته ای از فرشتگان بارگاه خویش را به زمین فرستاد و گفت در هر قاره ای، یکی ازبندگان را بیاب و هر آنچه میخواهد مستجاب کن .

فرشته نخست بار بر کالیفرنیای آمریکا فرود آمد. مردی را دید که در خیابان قدم میزند. گفت ای مرد، حاجت چه داری تا روا کنم از برای تو؟

مرد گفت: خانه ای بزرگ میخواهم. ماشینی بسیار بزرگ و مقدار زیادی پول. آنقدر که هر چه خرج کنم به پایان نرسد ...

خواسته مرد مستجاب شد .

فرشته بر سر اروپا چرخی زد و بر روی پاریس فرود آمد. زنی را پیدا کرد. آرزوی زن را پرسید. زن گفت: مردی میخواهم زیبا رو. و لباسی که هیچ زنی تا کنون نپوشیده باشد. و عطری که هیچ انسانی تا کنون نبوییده باشد ...

خواسته زن مستجاب شد .

فرشته به قاره آسیا روان شد و از قضا در میانه یکی از کویرهای ایران فرود آمد. مردی را دید نشسته در کپر خود. تنها و بی کس. پرسید: ای مرد چه میخواهی از من؟

مرد گفت: آرزویی ندارم. من به آنچه دارم راضیم .

فرشته به حال او غصه خورد. ساعتی آنجا ماند و دوباره پرسید: مرد! آرزویی بکن! مرد گفت: راضیم و چیزی نمیخواهم. هر چه فکر میکنم چیز خاصی به ذهنم نمیرسد .

فرشته ناامیدانه پرگشود. اما در آخرین لحظات مرد گفت: برگرد. صبر کن !

فرشته خوشحال شد و گفت: آرزویی به خاطرت آمد؟ گفت: بله! کمی آن طرف تر، پیرمردی دیگر است که در کپر خود نشسته و یک بز هم دارد. برای من سخت است که او بز داشته باشد و من نداشته باشم، سر راهت آن بز را خفه کن ..



لینک ثابت

برچسب ها : داستان , قصه کهن ,
بازدید : 40
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 21


[ سه شنبه 01 اسفند 1391 ] [ 12:6 ] [ نویسنده : مریم ]

موشی در مزرعه در کنار مرغ و خروس و گاو و گوسفند زندگی میکرد. روزی صاحب مزرعه تله موشی خرید و آن را نصب کرد. موش به سراغ حیوانات آمد و گفت: به پا خیزید. کمک کنید. تله موش آورده اند !

حیوانات خندیدند و گفتند: خودت میگویی تله "موش". ما را با تله موش چه کار؟ !

موش خسته و ناامید تکرار کرد: اینها تله موش آورده اند... و به سوراخی خزید .

از قضا همان شب ماری در تله افتاد. وقتی زن کشاورز برای دیدن جانور به دام افتاده سررسید، مار او را گزید .

دکتر برای درمان زن، گوشت تازه توصیه کرد. مرد کشاورز مرغ و خروس را کشت .

از روستاهای دور برای عیادت زن می آمدند و مرد کشاورز، مجبور شد به تدریج گاو و گوسفند را نیز بکشد تا غذای مهمانان فراهم شود .

مزرعه خالی از حیوان شده بود. تنها موش بود که در آن گوشه نشسته بود و با شگفتی، مزرعه خالی از حیوانات را نظاره میکرد. در دل میگفت «من که گفتم تله موش آورده اند ...»

 



لینک ثابت

برچسب ها : طنز , به داد هم برسیم ,
بازدید : 48
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15


[ شنبه 28 بهمن 1391 ] [ 17:36 ] [ نویسنده : مریم ]

شاید بهتر باشد تنها سفر کنیم یا اینکه حداقل تنها یک سفر کنیم... 

تنها سفر



لینک ثابت

برچسب ها : سفر , تنها ,
بازدید : 40
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 20:47 ] [ نویسنده : مریم ]

هر چقدر هم سخت باشه صعود زیباست...



ادامه مطلب


برچسب ها : لذت صعود ,
بازدید : 51
امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 19:51 ] [ نویسنده : مریم ]

ما به کجا میریم!

بسته بندی یک شرکت برای تشویق دانش آموزان به مصرف میوه...

ما هم ...موتوری، ...تنوری، ...آتیشی، ...نمکی و ...

میوه1



لینک ثابت

برچسب ها : میوه , تزئین ,
بازدید : 49
امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 19:44 ] [ نویسنده : مریم ]

نمیدونم شاید راه زیبا باعث اهداف زیبا شود.......یک بار هم برعکس فکر کنیم....

راه زیبا3

راه زیبا2

راه زیبا 1



لینک ثابت

برچسب ها : راه زیبا , راه , هدف ,
بازدید : 50
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 19:34 ] [ نویسنده : مریم ]

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو
احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلای تو
برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو
دل می دهم دوباره به طعم صدای تو
از قول من بگو به دلت نرم تر شود
بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!
دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :
یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو
ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو



لینک ثابت

برچسب ها : غزل , شعر , برای تو ,
بازدید : 60
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 12


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 19:26 ] [ نویسنده : مریم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

:: تعداد صفحات : 7
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

درباره وبلاگ


تـا شب زلـف تـو سرفـصل غـزل خوانی هـاست زنـدگـینـامه ی مـن شـرح پـریـشانی هـــــاست
اعضاء
register
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد



login

نام کاربری :
رمز عبور :

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آرشيو مطالب
آخرين مطالب
یک چهارم سال... تاریخ : جمعه 07 تیر 1392
ساحل افتاده گفت : گرچه بسی زیستم تاریخ : پنجشنبه 09 خرداد 1392
دریا همه عمر خوابش آشفته ست... تاریخ : پنجشنبه 09 خرداد 1392
یادش بخیر تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد ... تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392
نداشته های ما.... تاریخ : سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
گاهی سایه بزرگ می شود تاریخ : شنبه 07 اردیبهشت 1392
مهسا اینوووووو ببیییین! تاریخ : پنجشنبه 05 اردیبهشت 1392
جستجو

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 63
کل نظرات : 137

آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 9
باردید دیروز : 1
ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 22
بازدید ماه : 90
بازدید سال : 1,045
بازدید کلی : 12,525
امکانات وب
حرف دل